وقتی که خاکم می کنن، بهش بگین پیشم نیاد می خوام رو سنگ قبرم این باشه
بگید که رفت مسافرت، بگید شماره ای نداد
یه جور بگین که آخرش، از حرفهاتون هول نکنه
طاقت ندارم ببینم به قبر من نگاه کنه
دونه به دونه عکسهامو، بردارید آتیش بزنید
هر چی که خاطره دارم، برید و از بیخ بکنید
نزارید از اسم من هم، یه کلمه جا بمونه
نمی خوام هیچ وقت تنم و توی گورم بلرزونه
برو آتیش به قلب من نزن، بزار نگاهت از یادم بره
بزار واسه همیشه قلب من، چال بشه با من کلی خاطره
برو نمی خوام ببینی خونه من خالی شده
همدم من به جای تو ریگ های پوشالی شده
اون که می گفت می مرد برات، دیدی راست راستی مرد
رفت و همه خاطره اش هم، به خاطرت برداشت وبرد
بهش بگید نشست به پات، بهش بگید نیومدی
بگین هنوز دوستت داره با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین، خوب می دونه
میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه
برو آتیش به قلب من نزن، بزار نگاهت از یادم بره
بزار واسه همیشه قلب من، چال بشه با من کلی خاطره
می خوام رو سنگ قبرم این باشه:
طلوعی که خیلی غم انگیز بود
قشنگ ترین خاطره عمرم
غروبی که خیلی دل انگیز شد
رو سنگ قبرم بنویس
روزی اومد با امید آخر
ولی حالا بدرقه راهش
داغی که موندش رو دل مادر
نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 15:8 موضوع | لینک ثابت

چه قدر سخته تو چشاي كسي كه تمامه عشقت روازت
دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد
زل بزني وبه جاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس
كني كه هنوزم دوستش داري
چه قدر سخته دلت بخوادسرتوباز به ديواري تكه بدي
كه يه بارزير آوار غرورش همه وجودت له شده
چه قدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما
وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي
چه قدرسخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه
هاتوخيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه
هنوزم دوسش داري
چه قدر سخته گل آرزوهاتوتو باغ ديگري ببيني و
هزاربارتو خودت بشكني واون وقت آروم زير لب بگي
گل من باغچه ي نو
مبارك
نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 15:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
آمار سایت